مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
103
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
اصول دين است و چون مكلف بايد از روى يقين و اعتقاد قطعى ، به اصول عقايد پايبند باشد ، ظن و تعبد در احكام اعتقادى راه ندارد ، مانند : وجوب ايمان به خدا و يگانگى او و ايمان به ملائكه و انبيا و روز قيامت ، كه بر هر مسلمانى واجب است اين اعتقادات را به صورت اجتهادى و تعقلى و نه تقليدى و تعبدى ، بررسى نمايد . « 1 » زحيلى ، وهبه ، الوجيز فى اصول الفقه ، ص 13 . احكام اقتضايى مرحله اقتضا و وجود مصلحت و مفسده در متعلق حكم احكام اقتضايى از اقسام احكام شرعى است كه در مرحله اقتضا قرار دارد ؛ يعنى در آنها اقتضا و قابليت تعلق جعل وجود دارد و در صورت وجود شرايط و نبود موانع ، جعل به آنها تعلق خواهد گرفت ؛ بنابراين ، اگر عملى داراى مصلحت و يا مفسده واقعى باشد ، اقتضا و قابليت تعلق جعل شارع به آن وجود دارد ، مگر آنكه با مانع روبهرو شود و يا شرطى را از دست بدهد كه در اين صورت اين اقتضا به فعليت نمىرسد . نكته : اطلاق حكم در مرحله اقتضا ، مسامحى است ، زيرا مرحله اقتضا مقدمه جعل حكم است . خمينى ، روح اللّه ، انوار الهداية فى التعليقة على الكفاية ، ج 1 ، ص 39 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص ( 123 - 122 ) . احكام الزامى احكام ناشى از مصلحت و مفسده ملزمه احكام الزامى از اقسام احكام تكليفى است و منظور از آن ، اعتبار بعث يا زجر حقيقى است به سوى چيزى يا طلب انجام يا ترك آن به خاطر مصلحت و يا مفسده ملزمهاى كه در آن چيز وجود دارد ، بهگونهاى كه بر امتثال آن ، پاداش و بر مخالفت آن ، كيفر مترتب مىشود ، مثل : امر به اقامه نماز يا نهى از شرب خمر . حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 32 . صدر ، محمد باقر ، جواهر الاصول ، ص 147 . طباطبايى حكيم ، محمد تقى ، الاصول العامة للفقه المقارن ، ص 58 . خويى ، ابو القاسم ، مصباح الاصول ، ج 2 ، ص 51 و 208 . احكام الهى احكام كلّى قرآنى و احكام صادر از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به اعتبار منصب نبوّت آن دسته از احكام كلى كه در قرآن آمده است ، يا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به واسطه منصب نبوت و از باب تبليغ احكام ، از جانب خدا ، براى بندگان بيان نموده است ، و روى موضوعات كلى قرار مىگيرد ، احكام الهى نام دارد . توضيح : علما به غير از نبوت كه ويژه پيامبر است سه منصب را براى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و پس از وى براى ساير معصومان عليهم السّلام بيان كردهاند : 1 . منصب تبليغ احكام دين ؛ 2 . منصب حكومت ؛ 3 . منصب قضاوت . در منصب نبوت ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله براى ابلاغ احكام الهى فقط واسطه دريافت وحى و رساندن آن به مردم است . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 3 ، ص 285 . جناتى ، محمد ابراهيم ، ادوار اجتهاد ، ص 444 . آذرى قمى ، احمد ، تحقيق الاصول المفيدة فى اصول الفقه ، ص 18 . احكام امارى احكام مستفاد از امارات شرعى احكام امارى ، مقابل احكام اصلى مىباشد و مراد از آن ، آن دسته از اعتبارات و مجعولات شرعى است كه در حق مكلف جاهل به حكم واقعى توسط امارات جعل شده است ، به گونهاى كه شارع آنها را تعبدا كاشف از مجعول واقعى قرار داده است ، مانند : حكم به وجوب نماز جمعه در زمان غيبت كه از طريق خبر واحد به مكلف رسيده است . در كتاب « اصطلاحات الاصول » آمده است : « المجعول في حق الجاهل بالواقع ان كان له كاشفية ذاتية عن الواقع ناقصة و ناظرية و حكاية و لو نوعية و اعتبره الشارع به لحاظ كشفه و نظره يسمى ذلك دليلا و امارة » . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 69 . احكام امضايى احكام شرعى مؤيّد اعمال و عادات مفيد و رايج در جامعه احكام امضايى كه مقابل احكام تأسيسى مىباشد ، نوعى از اعتبارات شرعى است كه در حقيقت تنفيذ اعتبارات عقلا به شمار مىآيد . توضيح : امضا در لغت به معناى اجازه و تنفيذ است و احكام امضايى در اصطلاح به معناى اعتبارات شارع است و به آن دسته از افعال و اعمالى تعلق مىگيرد كه در ميان مردم و عقلا رايج بوده و زندگى آنها را سامان مىبخشد و شارع مقدس هم آن اعمال و عادات مفيد را كه به صورت قوانين عقلايى در آمده تنفيذ نموده است ، مانند اكثر معاملات رايج ميان عقلا و يا هفت شوط طواف به دور كعبه . ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص 193 .
--> ( 1 ) . فيض ، على رضا ، مبادى فقه و اصول ، ص 2 .